سویل قنبریسویل قنبری، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

سویل ، لایق عشق

تصمیم پر استرس

دخترم  امروز همون 5شنبه سرکاریه من به دکترت زنگ زدم و گفتم شنبه میام برای سزارین و بعدشم به بابات گفتم که امشب بریم خونه مامان جون فاطمه تا قبل از عمل ببینمشون تمام وجودم پر از هیجانه انقدر که خارش بدنم و یادم رفته ...
23 آبان 1391

آخرین معاینه

سویلم امروز 23 آبانه(سه شنبه) و ما رفتیم پیش دکترت . معاینه کرد و گفت دیگه به صلاح نیست بیشتر از این بمونی تو دل مامانی چون جات خیلی تنگ شده و برات خوب نیست و ممکنه با یه تکون کوچولو کیسه آبت پاره بشه گفت 27 آبان(شنبه) برم تا تو رو با سزارین به دنیا بیاره ولی من خیلی دودلم . آخه من دوست دارم تا دردم بگیره و تو همون روزی که خودت آماده اومدن هستی به دنیا بیای نمیدونم چی کار کنم باید تا 5 شنبه تصمیم بگیرم و به دکتر بگم     ...
23 آبان 1391

خیلی میخااااااااااااااااااااااااااارم

دخملی چند روزه که یه خارش وحشتناکی اومده سراغم . تمام بدنم تا حد مرگ میخاره . رفتم پیش دکترت گفت حساسیت به هورمونهای جفتی پیدا کردم و هیچ چاره ای هم نداره . زمانی خوب میشه که جفت از بدنم خارج بشه  خیلی بده خیلییییییییییییییییییییییییییی از شب تا صبح 4 مرتبه میرم حموم دیگه نمیتونم راحت بخوابم . آخه این دیگه چی بود . مجبورم تا اومدنت یه جوری تحمل کنم     ...
10 آبان 1391

مهمونی سیسمونی

سویل جونم روز 20 مهر برات مهمونی سیسمونی گرفتیم خونه فرح جون . یه مهمونی خانومانه همه اومدن و اتاقت و دیدن و کلی خوششون اومد این چند وقت خیلی کار کردیم تا همه چیز آماده بشه . آناهیتا خیلی تو چیدن اتاقت بهمون کمک کرد دیگه همه چی برای اومدنت آماده شده راستی دکترت هم اومد . رفتیم پیشش و گفت همه چی خوبه و نامه بیمارستان و نوشت داد دستمون باشه تا هر وقت تو خواستی بیای مشکلی نداشته باشیم از الان به بعد فقط منتظریم تا بیای عشقم                             ...
22 مهر 1391

سونوی سه بعدی

آخی الان خیلی حس خوبی دارم . انقدر امروز استرس داشتم خسته شدم . بازم دیدیمت دخملی دکتر گفت همه چی خوبه و تو خیلی خوب رشد کردی . گفت بینی دخملتون خیلی خوشگل و کوچولوه و لپاش هم قلنبه اس قربونت برم عشقم قدت 37 سانت و وزنت 1 کیلو 250 گرم بود همش خمیازه میکشیدی و صورتت و با دستات قایم کرده بودی خدارو شکر که صحیح و سالم بودی       ...
28 شهريور 1391

200 روزه شدی

سویل امروز 200 روزه که تو دل من هستی . 80 روز دیگه مونده البته اگه دختر خوبی باشی و به موقع بیای هفته دیگه قراره بریم سونوی سه بعدی و ببینیمت . هم ذوق دارم هم دلشوره دوست دارم ببینم چه شکلی شدی ؟ چقدر بزرگ شدی ؟ جدیدا خیلی باحال تکون میخوری تو دل مامان وقتی با انگشت میزنم رو دلم تو هم از اون ور جواب میدی و لگد میزنی دوست دارم هوارتاااااااااااا ...
21 شهريور 1391